محمد رضا واليزاده معجزى
797
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
دانشگاه تأسيس كرد ؛ در سايه هوش و درايت ذاتى موجباتى فراهم آورد كه در ظرف مدت قليلى عرايض شاكيان به او مىرسيد ؛ چنان نظمى در كشور برقرار كرد كه احدى را قدرت دزدى و راهزنى نبود و يك نفر مسافر بلا مزاحم مىتوانست در نهايت اطمينان به هر نقطه از ايران سفر كند ؛ خلاصه كلام آنكه ايران از بركت وجود اين نابغه شرق داشت سروسامانى مىگرفت و در ميان دول عالم اسم و رسمى پيدا مىكرد و موقعيت گذشته را به دست مىآورد كه باز هم عدهاى دربارى كه غير از انباشتن جيب هدفى نداشتند و جز رشوهخوارى و مردمآزارى و رواج فساد اخلاق آرزويى در دل نمىپرورانيدند ، وجود اين مرد مدبر و سياستمدار و ترقىخواه را مانع پيشرفت اميال و نظرات شوم و اغراض ايران برانداز خود تشخيص داده شروع به تحريك و دسيسهسازى عليه اين مرد « 1 » بزرگ كرده و به ناصر الدين شاه چنين وانمود ساخته بودند كه امير خيال دارد عباس ميرزا را كه هنوز كودكى بيش نبود به سلطنت برساند و خود با خيال راحت زمامدار ايران باشد و در داخل حرمسرا مهد عليا مادر شاه كه امير را مانع مداخلات خود در امور كشور مىديد نيز آتش جوان را تشديد نمود و خلاصه همه اينها دست بههم داده و موجبات عزل ميرزا تقى خان را از پست صدارت فراهم آورد . در اين هنگام سفارتخانههاى روس و انگليس كه دل خونى از امير داشتند در لباس دوستى كارهايى كردند كه بكلّى شاه از اميركبير رنجيد و او را به كاشان تبعيد كرد و در غياب او مهد عليا و اعتماد الدوله نورى و ديگران با توسل به حيله و نيرنگ حكم قتل او را از شاه گرفته و با ضربالاجل آن حكم را وسيله صاحب الدوله اجرا و او را در حمام فين كاشان شهيد كردند ( 1267 ه ق . ) و ميرزا آقا خان نورى را به صدارت رسانيدند . از اين تاريخ به بعد شيرازه مملكت از هم گسيخته شد و آنچه را كه ميرزا تقى خان رشته بود پنبه كردند . بىنظمى و اغتشاش در همهجا شروع و بازار رشوه و ارتشاء گرم و مأمورين دولت كه از ترس اميركبير قادر به كوچكترين انحرافى نبودند مثل گرگ گرسنه دوباره به جان مردم افتادند . خود شاه كه تحت كنترل دقيق اميركبير تا آن تاريخ شئون سلطنت را حفظ مىكرد ، حالا كه ديگر ناصح و دلسوز و راهنماى خيرانديشى نداشت چنان عقل و منطق را به دست هوى و هوس داده كه بالمره اختيارش به دست زنان حرمسرا افتاد و احكام و مناشير به وسيله بانوان حرم به صحه شاه مىرسيد و هريك از زنان مقرب چند والى و حاكم را تحت الحمايه خود قرار داده ، هر چه دلشان مىخواست به امضاء شاه مىرسانيدند . ماحصل كلام ايران در پنجاه سال سلطنت اين پادشاه عياش و مستبد همهچيز خود را از
--> ( 1 ) . اصل : ايرانمدار .